السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

661

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

سخن كه به اينجا رسيد ، ابو جهل گفت : كيست كه اين مأموريت را به عهده گيرد و با محمد به مجادله و گفت‌وگو بپردازد و او را محكوم و مجاب سازد ، عبد اللّه بن ابى اميه براى اين كار داوطلب شد و گفت : من حاضرم كه اين مأموريت را انجام دهم . آيا نمىخواهيد مرا براى اين كار انتخاب كنيد ، در حالى كه من هماورد اصيل و شريفم و سخنور بسنده و پاسخگو ! ! ابو جهل گفت : آرى مىپذيرم و تو را براى اين كار انتخاب مىكنم ، همگان پيش وى رويد و عبد اللّه سخنگوى شما باشد . از همان‌جا پيش رسول اللّه رفتند و عبد اللّه چنين سخن آغاز نمود : عبد اللّه : اى محمد ! راستى كه مقام بس بلند و عظيمى را ادعا مىكنى ! ! سخنى بس بزرگ و شگفت‌انگيزى به زبان مىرانى ! ! مىگويى كه تو رسول رب العالمين و پيام‌آور پروردگار جهانى ! ! به پروردگار خلق و آفرينش و به خداوندگار جهان هستى نمىسزد كه ( 1 ) - همچون تويى پيامبر و نماينده‌اى براى خود انتخاب كند ، زيرا تو هم مانند ما بشرى بيش نيستى و كوچك‌ترين امتيازى بر ما ندارى ، مانند ما مىخورى و مىآشامى و مانند ما در كوچه و بازار راه مىروى . اين پادشاهان روم و ايرانند كه نمايندگان آنان داراى ثروت عظيم ، شخصيت بزرگ ، خانه‌هاى زيبا و پرشكوه هستند و كاخ‌هاى مجلل ، خيمه و خرگاه عالى و اشرافى دارند و صاحب بندگان و خدمتگزاران فراوان و متعدد مىباشند . آيا پروردگار جهانيان كه برتر از اين ملوك و سلاطين است و آنان بندگان اويند ، نبايد نمايندهء او برتر از نمايندهء آنان باشد ! ؟ اگر خداوند بخواهد پيامبرى به سوى ما برانگيزد ، قاعدتا بايد ثروتمندترين و مرفه‌ترين كس را از ميان ما انتخاب كند نه فقيرترين و ناشناس‌ترين را ، پس چرا اين قرآن كه مىگويى از سوى خداست ، بر عظيم‌ترين مردم دو شهر بزرگ نازل نگرديده است ؟ ! چرا قرآن بر وليد بن مغيره در مكه و يا عروة بن مسعود ثقفى در طائف كه سرشناس‌ترين و ثروتمندترين عربند فرودنيامده است ؟ ! سخن عبد اللّه كه بدين جا رسيد ، پيامبر فرمود : اى بندهء خدا ، آيا سخنت به پايان رسيد ؟ عبد اللّه : بلى ، سخنم به پايان رسيد ولى در پايان سخنم اضافه مىكنم كه ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه در همين سرزمين مكه ، چشمه‌هايى براى ما جارى كنى ، چه آن كه زمين مكه ناهموار و سنگلاخ است و از دره‌ها و كوه‌ها تشكيل يافته است ، تو بايد آن را هموار سازى و چشمه‌هايى از آن براى ما جارى كنى زيرا كه ما به اين چشمه‌ها بسيار نيازمنديم و بايد باغ‌هاى خرما و انگور داشته باشى كه نهرهاى آب در ميان آن‌ها جارى گردد و از اين باغ ، هم خود استفاده كنى و هم به ديگران بهره برسانى و يا آسمان را قطعه‌قطعه بر سر ما فرودآرى چنان كه تو خود مىگويى كه : « اگر